انتراکت - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 21:28
سلام به خلیفه خدا سلام به خودم سلام به موحبت عشق اولا که دلم برای روح و وجدان خودم خیلی تنگ شده بهش سلام کردم. گفتم شاید قهر باشه اینجوری اشتی کنه. بعدم که روح هدیه الهی هستش پس با خدا هم اشتی هستم و
رمضان - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 21:28
ماه رمضان است و وقت دعا خدایا دلم سنگین شده. از همه چیزایی که بوی موندگی میدن و رنگ سیاهی میزنن به دنیا همه متنفرن اما تو دل هاشون انبار کردن. راستش منم دلم اخیرا یکی از این انباری ها شده! میشه اب و
وانستا دنیا! - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 21:28
خدافظ دنیا خدافظ زندمانی خدافظ رنگ ها ... والا.... همینجوری پیش بریم بعد این همین خدافظی ها هم لاکچری و اخر کلاس و روشنفکری حساب میشه:
سفر و عشق - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 21:28
سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه سفر کردم که عشقت بره از یادم. بد بختانه سفر عاشق ترم کرد.!مصداق بارز و مبرهن از شرایط زندگی من هستش. شک ندارم معین بیچاره زنده و مردش الان در حالت ویبره قرار داره م
تابستان خود را چگونه گذراندید - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 21:28
توضیح اضافات میدم اما لازم است...این چند وقت مشغول رسیدگی به امور اسباب کشی از این ور دیوار به ان ور دیوار بودیم! در واقع کار خاصی نبود اما چهار ماه طول کشید.خسته و خراب و کوفته و داغان شدیم.القصه سرم
اهم موارد - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 21:28
من نمیدانم چرا اکثر ادمها سعی میکنند از اهمیت موضوعات مهم بکاهند یا انها را کم اهمیت جلوه دهند و سریع از روی انها بگذرند بنحوی که فراموش شوند. عجب ادمهایی!!! یک نفر عمل قلب باز انجام میدهد میایند عیاد
انزوای دوست داشتنی! - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 21:28
نمیدونم چمه. اصلا حال و حوصله هیچیو ندارم. همون ادم سابق نیستم. دنیام محدود و کوچک شده حتی کوچکتر تز قبل. انزوا طلبی و نفرت توی وجودم بی داد میکنه دل و دماغ هیچ کاریو نداذم بدتر از اون هیچی خوشحالم نم
آه سرد - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 21:28
همیشه گفتم و میگویم حسادت خانه ادم را ویران میکند هیچ وقت به داشته دیگران نظر نداشته باش. خوب و بدش مهم نیست اصلا به قولی با چیزی که به تو کار نداره کار نداشته باش. همیشه همینطور زندگی کردم اما... اما
شب بیداری - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 21:28
وقتی از صدای گریه نی نی خسته و کوفته و گوش دردی اما حق خوابیدن نداری چون نی نی بازی دلش میخواد، بهترین کار فیلم دیدن و وبلاگ گردی و چت و... هستش البته اگه بشه:-D
پاییز - تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 20:47
بی تو همه چیز کش میاید، زمان، مسیر، غروب جمعه.... بی تو همه چیز بی رنگ و مات است. میدانی چرا پاییز را دوست ندارم!? از لحظه ای که شروع میشود تا اخرین لخطه اش مرا یاد تو میاندازد. بارانش سرد است انقدر که هر وقت بهش فکر میکنم مور مورم میشود. دستان تو هم سرد بود. چشمانت? نه .. من هرگز سکوت و نخوت چشمانت...
ریاضیات - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 9:24
من با دوپایی تا زانوگیر کرده در باتلاقی ژرفتقلا میکنم در حالی که انتظار کمکی نیست... وامانده ام، بین پروژه هایی بی سر و ته، بی سامان. در صحنه ریاضیات اعداد شورش کرده اند...یکی از محاسبه سرعت توفان میگویدیکی از کیرک وود و بوف کلامی داردو من سرگشته و حیرانم بین گونه ی انتگرال ها!.. * اولین شعر طنزگونه...
... - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 5:16
من نویسنده نیستم ولی همیشه مشتاق نوشتن بودم . قبلا دفتر خاطرات داشتم و تفکرات و احساسات و کشفیات خودمو توش مینوشتم اما با گذرزمان رسیدیم به وبلاگ! این وبلاگ هم دقیقا جای همون دفترو برام پر کرده....
توهم شیرین - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 5:16
از وقتی منطقی تو رو از زندگیم حذف کردم بصورت غیر منطقی ای بی احساس شدم. نکنه تو تموم احساسم بودی!???? نوشتن جز احساسات محسوب میشه. میدونیستی؟ تعجب لازم نیست باور کنید. احساس همه جا هست حتی پشت ی ویرگول کوچیک. جمله قبل رو با دوحالت بخون.... دیدی؟ خیلی مهمه که به دنیا چطوری نگاه کنی مثبت ،منفی... من
تلخ تر از زهر - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 5:16
نشسته بودم و داشتم برای امتحانات درس میخواندم. صدای جینگ جینگ گوشی باعث حواس پرتیم میشد خواستم سایلنتش کنم گفتم اول تلگرام را چک کنم شاید کسی کار مهمی داشته که پیام داده! متنی بود که بعد از خواندنش بغض کردم و همون احساس همدردی و... درونم زنده شد. چیری درون ذهنم فریاد میزند میگوید چرا لالی چرا نمیگوی
انتظار - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 5:16
کی میداند انتظار یعنی چی ... انتظار مثل یک زهر کشنده اما ضعیف عمل میکند. ارام ارام بر رگ و ریشه و حان ادمی اثر میگذارد و او را از پا در میاورد. حتما میخواهید بگویید نه اینطور ها هم نیست. یک کم منتظر ماندن کسی را نکشته است. اری ظاهر را حفظ میکند اما .... اما دل را چه؟ دل را هم حفظ میکند؟! انتظار برا
قدر - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 5:16
خدایا بدترین قدرهایم را تو بهترین قضا کن. خدایا دل تنگ ترین روزم را تو دلگشا باش.یا رب، بدترین اخلاق هایم رو نیکو گردان. الهی ، گناهان و خطاهای فراوانم که روسیاهم گردانده تو برگیر و مرا بیامرز. بزرگا، من کوچکترین را تو بزرگی و عزت عطا کن. ای کریم، من فقیر حقیر را درس کرامت و بخشش بیاموز و در عمل به
ترس - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 5:16
وقتایی هست که میفهمی چقدر کوچیکی وقتایی هست که میفهمی باید بجنگیوقتایی هست که نمیتونی کاری بکنی اما ... ی وقتایی هم هست که میبینی همه چیز به اختیارته و میتونی هر کاری رو که بخوایی انحام بدی میدونی درد واقعاا چیه؟ اینکه تو هیچ کدوم از این وقتها کار درست رو انجام ندی و همیشه منفعل باشی چون میترسی میت
تب - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 5:16
به هیچ وجه این یک ماه اخیر حالم خوب نبود.در این مدت به همه چیز از لحظه های اولیه ثبت سده در خاطراتم تا همین اواخر فکر کردم . از نتایج نشخوار اینهمه فراز و نشیب دستگیرم شد که مرگ و زندگی دو چیز جدا از هم نیستند. بلکه هر دو در کنار هم هستند و موازی با هم پیش میروند. گاهی یکی مرئی تر از دیگریست انقدر
بخشش - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 5:16
همیشه مهربان بوده ام نسبت به کسانی که قلبم را شکستند. همیشه بخشیده ام انهایی که ازارم دادند. و هرگز نخواستم کینه در دل بپرورانم. اما هیچ وقت رفتار تبعیض امیز معلم ابتداییم فراموشم نشد. هرگز سرافکندگی و ناکامی در زندگی از یادم نرفت.. جوان تر که بودم خیال میکردم هرگز و هرگز نخواهم توانست انها را ببخش
کویر - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 5:16
یک پنجره میخاهم نور باید طعم شربت لیمو بدهدتشنگان را نشانه ای هست هنوز!? حالم هنوز دگرگون است...چشمانم را که میبندم... نجوای باد را در کوره راه ها میشنومیاد تکرار دوستت دارم پر پژواک کوه ها،یاد درخشش لبخند مروارید در صدف،و یاد هر لحظه از لختی فضا-زمانمیافتم. غبار را از چشمم بیرون میکشم پس تو کجایی؟