دسترسی سریع
پر مخاطب ها
آخرین مطالب
آرشيو مطالب
امکانات وب
وقتی بیمار شدم اوایل که درد زیاد بود فکر میکردم یک طوریم میشود که دیگر نمیتوانم مثل قبل باشم. در عالم تب و رویا بسیار با خودم کلنجار رفتم . بیدار که میشدم چشمان نگران و مهربان یک نفر ارامم میکرد. هرگز نتوانستم ناراحتی و غم را در ان دو گوی بلورین متحمل شوم. با خود عهد کردم کم نیاورم. طوریم نخواهد شد. و واقعا هم بعد از کلی بررسی دیدم مساله جدی نیست. چون بموقع متوجهش شدیم. من مهربانی و عشق واقعی را دوباره روی زمین دیدم. و باور کردم.
* عزیزترینم... هرگز تو را ترک نخواهم کرد در حالی که تو راضی نیستی. عشق تو تنها چیزیست که مرا به این دنیا پیوند زده. من بی تو بمثال گیاهی خشک و پژمرده ام. نباد ان روز که خورشیدم در اسمان ندرخشد که تو خورشید این گل حساسی!
صفحات وب
درباره وب

ورود
خبرنامه
آمار سایت
تبلیغات متنی

