دسترسی سریع
پر مخاطب ها
آخرین مطالب
آرشيو مطالب
امکانات وب
نوشتن جز احساسات محسوب میشه. میدونیستی؟ تعجب لازم نیست باور کنید. احساس همه جا هست حتی پشت ی ویرگول کوچیک. جمله قبل رو با دوحالت بخون.... دیدی؟ خیلی مهمه که به دنیا چطوری نگاه کنی مثبت ،منفی... من که حوصله این خزعبلات انرژی پردازی رو ندارم . تو هم میدونی. من هر روزکه از خواب پا میشم پنجره ها رو باز میکنم و تصمیم میگیرم اون روزم چطوری باشه. هر روز برا خودش یه حالیه. هیچ دو روزی شبیه هم نیست. مثلا از وقتی قاطی کاغذ پاره هام انداختمت توی سطل زباله حس و طعم نویسندگیم گس و تلخ شده. بی تو خونه حتی رنگی نداره .حیف که نمیشه عقب برگشت. یا مثلا به رفتگر بگم دفتر خاطراتمو که از تو توش نوشته بودم رو برام پس بیاره!
خودمون اینطوری خواستیم. یادت نره. خودمون تصمیم گرفتیم بیخیال گذشته باشیم. از نو شروع کنیم. منم دارم از نو مینویسم. از اول نبودنت...
کلافم. این روزا خیلی کلافم. افتادم تو مرزای تنبلی و دروغ و واقعیت. فکر کنم دیگران به این حالت میگن توهم. ولی بنظر من گم شدم بین دو تا دنیا بین تو و ایینه ها .
روز سوم که تو نیستی. بغض دارم . اعصابم داغونه اما بهترم. تو توهم نیستم. دنبال ی بهونم برای دیدنت. برایاینکه بهت بگم چقدر ازت متنفرم!
الان فک میکنم بهتر که نیستی دارم نفس میکشم!
مهمونی بودم. اتفاقای عجیبی میافتاد. کنار هر کی مینشستم بی هوا از تو میگفتم. یعنی اونا میدونن تو رفتی؟ فکر نمیکنم. بعدش که متوجه میشدم زبونمو گاز میگرفتمو بحث رو عوض میکردم. اما انگار اصلا متوجه نبودن.
زمان رو از دست دادم. دیگه نمیدونم روز چندم نبودنت رو دارم نگارش میکنم اما حس میکنم کارمون، تصمیمون اشتباه بوده. هیچ وقت ادما نمیتونن بیخیال گذشته بشن. هیچ وقت نمیشه از نو شروع کرد. فقط همت میکنن و تغییرات ایحاد میکنن. میدونی همت یعنی چی !? یعنی روی خورده ریزه های دلشون دوباره خونه میسازن. دوباره وامیستن. سخت هست ولی محال نه.منم میخوام برگردم. و دوباره باشی...
عطر میزنم.تو ایینه پیدات میشه.منم نگاهت میکنم. عروسی دعوتیم. کروات ... بازم نمیتونی تو ایینه گره کنی. بذار من برات درستش میکنم. چقدر قدت بلنده. ی وقت فکر نکنی حسودیم میشه ها نه اما میرم کفشامو میپوشم یکم متناسب تر بنظر بیایم لااقل :)
با صدای مردونه که ته لحنش حس خنده و بامزگی هست صدام میکنی... خانم سوگل دلارام ....چشمامو باز میکنم. بی هوا بغلم میکنی و این بهترین لحظه زندگیمه. تو واقعیت داری. تو هستی. دیگه نمیدونم واقعیت کجاست نمیدونم مرز دو دنیا کجاست همین که تو هستی برای من عین حقیقته....چقدر خوبه که همیشه با من موافقی.
عزیزم دوستت دارم همه جا .همیشه. از ستاره تا ستاره... از دوباره تا دوباره...
صفحات وب
درباره وب

ورود
خبرنامه
آمار سایت
تبلیغات متنی

