دسترسی سریع
پر مخاطب ها
آخرین مطالب
آرشيو مطالب
امکانات وب
دخترم یک ماهش میشه اما اصلا خوسحال نیستم. دخترم بزرگ شده حالا میشه گفت وجودش برای دنیا اثبات شده اما من خوسحال نیستم. فقط نگاهش میکنم. هی میگن باهاش حرف بزن اما من حرفی ندارم. اخه من چی بگم به بچه ای که هیچی نمیدونه. من حرف ندارم. جز درد و درد و درد. میگن مواظب خودت باش اما مواظب چی خودم باشم! ؟من که خیلی وقته مردم. فقط دلخوشیم نفس کشیدن بچمه.من تمام مدتی که بغلمه نگاش میکنم بهش خیره میشمو نفس هاشو میشمرم. فقط اینجوری حالم بهتر میشه. چشمای بستشو دوست دارم آرامشش رو دوست دارم. اما وقتی درد میکشه با تمام وجودم درد میکشم. شاید حس مادری اینجوریه. نمیدونم.دلم برای گریه کردنس تنگ میشه وفتی میخابه. اره خودمم همون که هیچی شادش نمیکنه. همون که کل 24ساعت رو اخم داره من اینا رو میگم! شاید خوب نیست ساید دلم شکسنه شایدم واقعا مردم!
صفحات وب
درباره وب

ورود
خبرنامه
آمار سایت
تبلیغات متنی

