دسترسی سریع
پر مخاطب ها
آخرین مطالب
آرشيو مطالب
امکانات وب
اگر درباره نیلی پارت 1 پرسشهایی دارید، مطالعه این مطلب میتواند پاسخگوی آنها باشد. نیلی بیا تو دختر بازم سیاه میشی زیر افتاب...نیلی به حرف هیچ کس گوش نمیدهد. هیچ کس مادرش، پدرش، خواهرش و بقیه هستند. هیچ کس نیلی یعنی همه کسان او. زیر سایه ی درخت گلابی نشسته و فکر...
نیلی بیا تو دختر بازم سیاه میشی زیر افتاب...نیلی به حرف هیچ کس گوش نمیدهد. هیچ کس مادرش، پدرش، خواهرش و بقیه هستند. هیچ کس نیلی یعنی همه کسان او. زیر سایه ی درخت گلابی نشسته و فکر میکند اگر پاهایش را کمی بیشتر جمع کند کمتر سیاه میشوند و غرهای کمتری را به جان میخرد. اما اخرین ثانیه حس و حال تغییر را از دست میدهد و بیخیاا تر از قبل خودش را رها میکند. تقریبا پهن زمین شده. در افکار ضد و نقیض خود غوطه ور است که به خوابی خرگوشی فرو میرود. خوابی کوتاه و عمیق. با فریاد از جا میجهد و بدنبال اثری از خواب در واقعیت میگردد.. تند تند دستانش را روی زمین میکشد چشمانش را همان طور که در پنج سالگی میمالید مالش میدهد تا بهتر ببیند اما هیچی، هیچی و پوچی است. خیالش اسوده میشود. فقط یک خواب بود. میخواهد دوباره بخوابد اما لحظه ای لرزی به جانش میافتد اگر دوباره خواب ببینم چه.با قدم هایی کوتاه اما تند به خانه میرود مادر صدایش میزند... نیلی ذلیل نشی باز چته. چرا یاد نمیگیری چرا کارات رو اصول نیست... سرش درد میگیرد میخواهد حواب بدهد فریاد بکشد سکوت طلب کند اما لبانش مهر شدند نمیتواند حرف بزند کلمات جای خود را به بغضی سمج و سرسخت دادند که خیال شکستن ندارد. بی حرف و بی صدا طول راهرو را طی میکند با باز کردن در اتاقش نسیم ملایمی میوزد بسمت تخت زیبا و ساده ی سفیدش پرواز میکند. بدنش سبک شده. نفس های عمیق و شمرده میکشد تا نهایت لذت را از نسیم بجوید. پشت پلکهایش دنیایی متفاوت در انتظار اوست کم از بهشت ندارد. باغ سبز کودکی هایش. ساعتی چند ارمیده و اسوده که باز مادر به سراغش میرود.... نیلی ماما... بیدارشو کارت دارم. نیلی خوشگلم بلند شو چرا اینهمه خوابیدی... صدای مادر جدی تر میشود. نیلی بیدارشو عزیزم... با احساس گرمای شدیدی در دستش میخواهد دستش را پس بکشد اما نمیتواند. نگاه میکند تا بببیند دستش چرا میسوزد... مادر دستش را گرفته و فریاد کمک کمک بچم یخ زده یکی به اورژانس زنگ بزنه، قلبش خیلی اروم میزنه... چه میگوید مامان باز هم بزرگش کرده من که خیلی خوبم. کاش دستمو ول کنه...
چشمانش را که میگشاید تمام درهای عالم بر تنش هجوم میاورند احساس له شدگی و کوفتگی میکند برای درک موقعیتش چند بار پلک میزند تکان شدیدی که میخورد باعث میشود شکش به یقین برسد در امبولانس است. ای وای فکر میکنند او مرده یا ی همچین چيزی... یاید کاری بکند... سعی دارد با صدایی ارام تکنسین ماشین را صدا کند تا کسی سکته نزند... اما هر چه تلاش میکند مهر لبهایش نمیشکند. چشمهایش را تند تند به اطراف میگرداند اها به جیزهای بد فکر میکند یا هیجان انگیز تا ضربان قلبش تغییر کند و صدای دستگاه دربیاید... هیچ باز هم پوچی. به بیمارستان میرسند مادر مانند پرنده ای خود را به تختش میرساند و گریه میکند فایده ندارد نمیتواند کاری بکند دلش اب میشود. کمی خواب شاید کمک کند چشمهایش را میبندد و....
ویرایش نشده است ایده خام
اطلاعات منتشر شده نشان میدهد روند این موضوع همچنان ادامه دارد.
آخرین تغییرات درباره نیلی پارت 1 در این مطلب اعمال میشود.
جدیدترین جزئیات و تغییرات مربوط به این موضوع در متن گزارش آمده است.
این موضوع در روزهای اخیر مورد توجه رسانهها و مخاطبان قرار گرفته است.
در صورت انتشار اطلاعات جدید، این گزارش نیز بروزرسانی خواهد شد.
صفحات وب
درباره وب

ورود
خبرنامه
آمار سایت
تبلیغات متنی

