دسترسی سریع
پر مخاطب ها
آخرین مطالب
آرشيو مطالب
امکانات وب
دروغ نگو
دروغ زشته
دروغ گناهه
...
حیف حیف که وقتی ادمها دروغ میگن دماغشون دراز نمیشه تا از شر گناه و زشتی و. پلیدی در امان بمونیم!
تا حالا شده به این فکر کنید که چرا بلوف های ادمی که لباس های نیمدار تنشه را در مورد مارک ها برندهای خارجی و سفرهای تفریحی یا کاریش به کل دنیا رو. باور میکنیم؟ ؟ یا چرا وقتی فروشنده میگه جنسش اصله خارجیه با کله میخریم در حالی که اتیکت نوشته مید این چاینا!!!
شماهایی که وقتی دهنتون رو باز میکنید و بدون توجه به دور و برتون و اینکه چه کسی کنارتون نشسته یا خودتون کجا نشستید شروع میکنید به داغ کردن تنور فخر فروشی نباید توقع راست شنیدن از اطرافیان رو هم داشته باشید. هیج تا حالا فکر کردید با حرفهای راستتون چه بلایی سر ادمهای دیگه میارید. مثلا ی بچه شش ساله رفته مدرسه و والدینش کارمندن براش ی سری لوازم متوسط خریدن دوستانش تماما پولدار هستند و لوازم لوکس میارن و این بجه رو تحقیر میکنن کم کم این بچه چه بلایی سرش میاد. اول از والدینش بیزار میشه نمیخاد اونها رو کسی ببینه چون لباسای قشنگ ندارن یا با ماشین دنبالش نمیان یا نمیتونن برای بچشون وسایل های خوشگل بخرن. بعد دوستاش مهمونی دعوتش میکنن لباساش مثل دوستاش نیست. کادوش مثل بقیه نیست. حتی خودش رو زشت میبینه. هیچ وقت دوستی نداشته. والدینش مهمونی نبردنش که درس بخونه کسی بشه. این بچه چه حالی داره. از اونجا فرار میکنه از مردم گریزون میشه و هر وقت بپرسن خونت کحاست بشدت عصبی میشه و نمیگه یا دروغ میگه. اولین دروغ های زندگیشو میگه. چون میدونه که اگه بخواد دوستی داشته باشه باید خودش رو هم انداره اونها نشون بده. لازم نیست کار خاصی بکنه فقط زیاد درس میخونه و هیچ دوست صمیمی و واقعی نداره. تو مدرسه راجب خانوادش و تفریحات و زندگی یا کلا حرف نمیزنه یا دروغ میگه. کم کم این بچه تبدیل میشه به یک دروغ گوی قهار افسرده که دایم خودخوری میکنه. از درون با هر دروغ که میگه میشکنه و نابود میشه از ادمها بابت دردغ گفتن خجالت میکشه اما خوب میدونه اگر راستشو بگه هیچ کس دوستش نداره. بزرگ تر میشه روح لطیف و پاکش میمیره و دیگه بدون فکر دروغ میگه و عذاب وجدان نداره چون دیگران رو لایق نفرت و دروغ شنیدن میدونه.
شماها با رفتارتون دروغ گو تربیت میکنید بعد توقع راست شنیدن دارید؟ ؟؟؟
باید قبل حرف زدن یا پوشیدن لباس و طلا و کفش و... به نکاتی توجه کرد.. احوال و شرایط عام رو در نظر گرفت. بچه ها رو موجوداتی حساس و ظریف و کنجکاو دونست که هر لحظه الگو برداری میکنن.
کاش بچه ها رو وارد لجن زار متعفن پز دادن هامون نکنیم. بذارید بچگی بکنن. با لباس گرون و یاد دادن اینکه چطور پز مداد خارجیشو بده زندگیشو نابود نکنیم. و بدتر و بدتر زندگی و اینده بچه ای رو که اون وسایل ها رو میبینه رو به گند نکشیم. ما هر لحظه از عمرمون در یک حادثه دخیل هستیم.
صفحات وب
درباره وب

ورود
خبرنامه
آمار سایت
تبلیغات متنی

