دسترسی سریع
پر مخاطب ها
آخرین مطالب
آرشيو مطالب
امکانات وب
سلام به خودم
سلام به موحبت عشق
اولا که دلم برای روح و وجدان خودم خیلی تنگ شده بهش سلام کردم. گفتم شاید قهر باشه اینجوری اشتی کنه. بعدم که روح هدیه الهی هستش پس با خدا هم اشتی هستم و دلم براش، تنگ شده....
امتحانات میان ترم شروع شدن. نمیتونم خیال پردازی کنم...
استرس زیاده و از طرفی احساساتم متمرکز نیستن. تغییرات عجیبی در من هست... اولین تجربه من و یکی که بیش از اونکه بدونه عشقه منه؛) و روحیاتم متفاوت شده به حدی که نمیتونم به این داستان فکر کنم. بنابراین تصمیم گرفتم کار را متوقف کنم و وقتی حواس و احساساتم منطبق بر مسیر قصه بود ادامه بدم. اصلا دلم نمیخواهد کلیشه ای، تکراری و قابل پیش بینی بنویسم! تمام تلاشم رو میکنم تا اولین اثرم با این سبک متفاوت واقعا متفاوت باشه...
ممنون خدا جون که من هرچقدم بد باشم تو بازم حواست هست و همیشه صبوری اونقد که خودم دلتنگ و دیوونت بشم و بغلت کنم. البته بهتره بگم محوت بشم. بیشتر از هر دارایی و هر چیزی دوستت دارم. مواظبم باش اخه به هیچ کس جز خودت اعتماد ندارم.[قلب]
صفحات وب
درباره وب

ورود
خبرنامه
آمار سایت
تبلیغات متنی

